نوشتن دیدگاه

چگونه می توان از بحران امروز ایران که عمدتا مساله کار و اشتغال و در پی ان تامین هزینه های جاری خانه و خوانواده است عبور کرد و ان را به نحو احسن مرتفع کرد؟

چنانچه همگان می دانیم خیلی از مشکلات ریز و درشت دیگر هست که به اشتغال مربوط می شود و با حل مشکل اشتغال انها نیز مرتفع می شود مثل  مشکلات فرهنگی همچون ولگردی و مزاحمت یا مشکل مواد مخدر و خیلی موارد عدیده دیگر که نیاز به گفتن ندارد بنظر این حقیر اگر به ریشه این مشکل بپردازیم به دو مقوله می رسیم که یکی از انها مشکل منابع و ثروتهای  خدادادی هست که مردم ما را تنبل بار اورده و سرچشمه بسیاری از رانتها و دزدی ها همین ثروتهای ملی هست.  به طوری که  اصول و قواعد طبیعی و دینی  دخل و خرج و قانون جبران زیر سوال رفته به این ترتیب که اگر چند صد سال قبل اگر کسی میخواست درامدی برای گذران زندگی به به دست اورد می بایست به معادل ان کار می کرد اما در دوره کنونی خیلی از نهادها و ارگانها چه از دولت و چه از حاکمیت  نیازی به کار مفید برای کسب در امد ندارند  و همچون مطالبه گری از سوی مردم کم هست این خون مردگی و به اصطلاح نخوت در ارگانها به وجود امده چرا که مردم زمانی می توانند مطالبه گر باشند که ایشان خودشان تامین کننده هزینه های دولت و حاکمیت باشند و بودجه های انها از جای دیگر مثل نفت و ثروتهای دیگر حاصل نشود واین مشکل تا زمانی که منابع ملی از چرخه تغذیه دولت و حاکمیت حذف نشده به قوت خود باقی خواهد بود . مساله دیگر  ارزش ننهادن به خلاقیتها و نگرشهای فردی و اقشار جامعه هست که می تواند مردم را در کار و تلاش و پیشرفت سست کند  چرا که هر شخصی که در یک جامعه زندگی می کند  دوست دارد  از منابع ان جامعه در به کار گرفتن ایده ها و اندیشه های خود استفاده کند و در نهایت از طریق ان  منافع خود را به جامعه برساند  در صورتی که منابع در دست عده قلیلی هست و ایشان  طبق مصالح خود منابع را در راستای ایده های خود به کار می گیرند و چون مطالبه ای نیست  به این دلیل  اکثر منابع در کارهای نابجا و غیر ضرور استفاده می شود و بازده خوبی به عمل نمی اید .   …. ادامه دارد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *